تنشهای قومی در آسیای مرکزی
آسیای مرکزی: ناهمگونی قومی و نژادی
کشورهای آسیای مرکزی مجموعه ناهمگون و متنوع از اقوام و نژاد مختلف را در خود جای دادهاند. تکثر قومی و نژادی عموماً به عنوان عامل تهدیدکننده امنیت اجتماعی به شمار میرود. در بررسی مفهوم امنیت اجتماعی بر مواردی مانند یکپارچگی اجتماعی، هویت اجتماعی، گروههای هویتی و مذهبی و یا نژادی تأکید میشود و از این رو امنیت اجتماعی ناظر بر گروههای جمعی و هویت آنهاست. از همین رو درجه انسجام اجتماعی و فرهنگی در یک کشور به افزایش امنیت اجتماعی آن کمک خواهد کرد. هر چه ارزشها، سنن و باورهای مذهبی، یکپارچگی زبانی، قومی و نژادی در یک کشور یکدستتر باشد میتوان ادعا کرد آن کشور از درجه بالاتری از امنیت اجتماعی برخوردار است.
در تمامی کشورهای آسیای مرکزی مسئله قومیتها و دیگر گروههای نژادی همواره به عنوان یکی از عوامل برهمزننده و تهدیدکننده امنیت اجتماعی مطرح بوده است. پس از استقلال این کشورها، درگیریها و منازعات بسیاری میان این اقوام روی داده است و نشانههای بسیاری وجود دارد که این مسئله همچنان به عنوان مشکلی حلنشدنی در منطقه باقی مانده و چون آتش زیر خاکستر در هر زمان آماده شعلهور شدن است. گروههای قومی و نژادی از سالیان دوری در این منطقه ساکن شدهاند و سیاستهای قومی و نژادی اتحاد شوروی سابق باعث کوچ و جابجایی بسیاری از اقوام ساکن در سرزمینهای داخلی گردید و طی آن بسیاری از گروههای قومی از مناطق شرق اروپا و جمهوریهای غربی شوروی به مناطق داخلی و سرزمینهای میانی اوراسیا مانند آسیای مرکزی کوچ داده شدند. استالین برای پر کردن خلاء ملیگرایی و تلقین روح یکپارچگی ملی در قالب ملیت روس و نیز ایجاد شکاف میان قومیتها و ملتهای ساکن به خصوص در مناطقی مانند آسیای مرکزی در نخستین اقدام خود دست به جابجایی گروههای قومی و اسکان اقلیتهای بسیاری در دل جوامع یکدست شرقی زد. وی برای این منظور بسیاری از روستبارها را به این مناطق و تعداد زیادی از اقلیتهای این جوامع را به دیگر مناطق شوروی انتقال داد.
کشورهای آسیای مرکزی مجموعه ناهمگون و متنوع از اقوام و نژاد مختلف را در خود جای دادهاند. تکثر قومی و نژادی عموماً به عنوان عامل تهدیدکننده امنیت اجتماعی به شمار میرود. در بررسی مفهوم امنیت اجتماعی بر مواردی مانند یکپارچگی اجتماعی، هویت اجتماعی، گروههای هویتی و مذهبی و یا نژادی تأکید میشود و از این رو امنیت اجتماعی ناظر بر گروههای جمعی و هویت آنهاست. از همین رو درجه انسجام اجتماعی و فرهنگی در یک کشور به افزایش امنیت اجتماعی آن کمک خواهد کرد. هر چه ارزشها، سنن و باورهای مذهبی، یکپارچگی زبانی، قومی و نژادی در یک کشور یکدستتر باشد میتوان ادعا کرد آن کشور از درجه بالاتری از امنیت اجتماعی برخوردار است.
در تمامی کشورهای آسیای مرکزی مسئله قومیتها و دیگر گروههای نژادی همواره به عنوان یکی از عوامل برهمزننده و تهدیدکننده امنیت اجتماعی مطرح بوده است. پس از استقلال این کشورها، درگیریها و منازعات بسیاری میان این اقوام روی داده است و نشانههای بسیاری وجود دارد که این مسئله همچنان به عنوان مشکلی حلنشدنی در منطقه باقی مانده و چون آتش زیر خاکستر در هر زمان آماده شعلهور شدن است. گروههای قومی و نژادی از سالیان دوری در این منطقه ساکن شدهاند و سیاستهای قومی و نژادی اتحاد شوروی سابق باعث کوچ و جابجایی بسیاری از اقوام ساکن در سرزمینهای داخلی گردید و طی آن بسیاری از گروههای قومی از مناطق شرق اروپا و جمهوریهای غربی شوروی به مناطق داخلی و سرزمینهای میانی اوراسیا مانند آسیای مرکزی کوچ داده شدند. استالین برای پر کردن خلاء ملیگرایی و تلقین روح یکپارچگی ملی در قالب ملیت روس و نیز ایجاد شکاف میان قومیتها و ملتهای ساکن به خصوص در مناطقی مانند آسیای مرکزی در نخستین اقدام خود دست به جابجایی گروههای قومی و اسکان اقلیتهای بسیاری در دل جوامع یکدست شرقی زد. وی برای این منظور بسیاری از روستبارها را به این مناطق و تعداد زیادی از اقلیتهای این جوامع را به دیگر مناطق شوروی انتقال داد.
این اقلیتها به واسطه تفاوتهای مذهبی و اعتقادی،
زبانی، تاریخی و فرهنگی، پیوندهای نسبتاً کمتری با جامعه میزبان دارند که
به مانند میهمانان و بیگانگانی ناخوانده در این سرزمینها به سر میبرند.
این گروههای قومی مانند روستباران ساکن در قزاقستان که یک سوم جمعیت این
کشور را تشکیل میدهند، باعث بروز تنشهای به خصوص سیاسی در کشورهای میزبان
شده و از جمله عوامل و تهدیدات امنیتی- اجتماعی برای این کشورها به شمار
میروند. از این رو اقلیتهای پراکنده در کشورهای همسایه و اقلیتهای قومی
از دیگر جمهوریهای سابق اتحاد شوروی به میزان قابل توجهی درجه انسجام و
یکپارچگی اجتماعی این کشورها را کاهش داده است. تنوع قومی و نژادی، منطقه
آسیای مرکزی را به مجموعهای ناهمگون و موزاییکی از اقوام و گروههای نژادی
تبدیل کرده است. این مسئله به نوبه خود عامل اصلی بروز تنش و درگیریهای
قومی در سالهای اخیر بوده است که در ادامه به بررسی برخی از مهمترین آثار و
پیامدهای این معضل اجتماعی در منطقه آسیای مرکزی پرداخته خواهد شد.
الف- هویت قومی در برابر هویت ملیوجود اقلیتهای قومی و نژادی نسبتاً بزرگ عامل به خطر انداختن یکپارچگی اجتماعی و چندپارگی جمعیتی در کشورهای آسیای مرکزی به شمار میروند. اهمیت جمعیت و کیفیت آن نگته قابل توجهی است و یکی از عوامل تشکیلدهنده یک کشور محسوب میشود و افزون بر این جمعیت از موءلفههای قدرت نیز به شمار میرود. همبستگی و میزان یکپارچگی یک ملت از شاخصهای اثرگذار بر قدرت ملی محسوب شده و واگرایی میان گروههای نژادی، قومی و ملی میتواند موقعیت یک کشور را به مخاطره بیاندازد. افزون بر این تمایل اقلیتهای قومی به کشور همسایه، نبود وفاداری به حکومت مرکزی و منافع گروههای متعارض نیز باعث کاهش یکپارچگی و همبستگی اجتماعی کشورها شده و به دلیل نبود آگاهی مشترک ملی، وفاداری آنها به حکومت مرکزی کاهش خواهد یافت. از این منظر وجود اقلیتهای قومی و تنوع نژادی در تمامی کشورهای آسیای مرکزی به کاهش قدرت ملی آنان نیز دامن خواهد زد.
این گروههای قومی به میزان زیادی بر این اعتقادند که دولت مرکزی با آنان به مثابه بیگانگان و نه شهروندان عادی رفتار میکند. آنها براین باورند که حتی دولتهای آسیای مرکزی نیز خود ترویج دهنده جدایی و ایجاد نابرابری میان آنان و ساکنان اصلی این کشورها میباشند. به عنوان مثال در جریان درگیریهای اخیر در قرقیزستان، اقلیتهای ازبکتبار ساکن این کشور بر این باور بودند که دولت باقییف با آنان به مانند شهروند درجه دوم برخورد میکرد. به همین دلیل آنها وفاداری نسبتاً کمی به حکومت مرکزی دارند و همجوشی کمتری نسبت به دیگر گروهها و یا ساکنان اصلی کشور میزبان دارند. از این رو وابستگی و هویت قومی خود را جایگزین هویت ملی آن کشور نموده و این مسئله به نوبه خود باعث ایجاد شکاف بیشتر اجتماعی و هویت ملی در کشورهای منطقه شده است.
ب- گروههای نژادی و درگیریهای بین قومی؛ تهدیدی علیه امنیت ملیحضور اقلیتهای قومی و گروههای نژادی در کشورهای منطقه با توجه به ریشههای بسیار قوی قومی میتواند افزایشدهنده بحرانهای اجتماعی برای هر یک از این کشورها باشد. این اقلیتها همچنین به عنوان عامل برهمزننده تعادل و توازن اجتماعی، کاهش یکپارچگی اجتماعی و در نهایت تهدید کننده هویت اجتماعی کشورهای میزبان عمل میکنند و این مسایل به طور مستقیم امنیت اجتماعی این کشورها را تهدید مینماید. امنیت اجتماعی نیز به نوبه خود در گروه تهدیدات داخلی علیه امنیت ملی یک کشور به شمار می رود. وجود اقلیتها در کشورهای میزبان به خصوص هنگامیکه آنها دولت مرکزی را برای اعطای حقوق شهروندی همانند ساکنان اصلی به چالش میکشند اثرات مشهودتری دارد. ازبکهای ساکن در قرقیزستان در نزدیکی مرزهای ازبکستان، در حدود 15 درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند که به دلیل محروم ماندن از قدرت سیاسی به شدت ناراضی میباشند. بروز درگیریهای اخیر میان ازبک تبارها با قرقیزیها در قرقیزستان به خوبی نمایانگر این مسئله میباشد. اقلیتهای تاجیکی در ازبکستان که بنا به ادعای برخی از آمارها حتی تا حدود 25 درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، چالش بزرگی برای این کشور به خصوص در مناطق مرزی و به عنوان عامل به همزننده تعادل قومی این کشور محسوب میگردند.
از طرف دیگر تاجیکستان نیز یک اقلیت ازبکی در حدود یک
چهارم از جمعیت را در خود جای داده است که اختلافات قومی و نژادی در خلال
جنگهای داخلی این کشور به خوبی نمایان گردید. با وجود اینکه امکان دارد
این کشورها در طول زمان بیشتر تکملیتی شوند، در زمان حاضر دو ملیتیهای
نژادی سرگردان خطرات امنیتی جدی را میتوانند ایجاد کنند. این مسئله به این
دلیل اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم تمامی کشورهای آسیای مرکزی
جمعیتهای نسبتاً بزرگی از اقلیتهای قومی و نژادی را در خود جای
دادهاند. این گروههای نژادی بواسطه محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی
از یک سو و مطالباتشان از سوی دیگر به عنوان عوامل تهدیدکننده امنیت ملی
هر یک از کشورهای میزبان شناخته میشوند. در جدول زیر اقلیتهای قومی
پراکنده در هر یک از کشورهای آسیای مرکزی به صورت آمار نمایش داده شده است
که به خوبی به اهمیت موضوع را توضیح خواهد داد.
جدول یک: اقلیتهای پراکنده در هر یک از کشورهای آسیای مرکزی(به درصد)
|
اقلیت كشور |
روسی
(درصد) |
ازبک
(درصد) |
قرقیز
(درصد) |
تاجیک
(درصد) |
قزاق
(درصد) |
ترکمن
(درصد) |
سایر
(درصد) |
|
قزاقستان |
30 |
3 |
------ |
------ |
53 |
----- |
14 |
|
قرقیزستان |
5/12 |
8/13 |
9/64 |
------ |
----- |
----- |
8/8 |
|
تاجیکستان |
1/1 |
3/15 |
1/1 |
9/79 |
----- |
----- |
6/2 |
|
ترکمنستان |
4 |
5 |
------ |
----- |
----- |
85 |
6 |
|
ازبکستان |
6 |
80 |
------ |
5 |
3 |
----- |
6 |
بر
این اساس همواره خطر بروز درگیری و تنش میان این اقلیتها وجود دارد. به
عنوان مثال درگیریهای سال2010 میان ازبکها و قرقیزها در شهر جنوبی اوش
در قرقیزستان شکنندگی روابط میان گروههای قومی با ساکنان بومی را آشکار
نمود. ابعاد این درگیریها بسیار بزرگ بوده که طی آن عده زیادی کشته و زخمی
شدند و همچنین جمعیتی بالغ بر پانصد هزار نفر خانههای خود را ترک نمودند و
در حدود یکصد هزار نفر نیز به داخل مرز ازبکستان فرار کردند. این
درگیریها به استان جلال آباد نیز کشیده شد و این درگیریها یادآور زد و
خوردهای خونین اوایل دهه نود در جلال آباد بود که به کشته شدن 150 نفر
منجر گردید.
ج- حمایت دولتی از اقلیتها و افزایش تنشهای بین کشوری
حمایت دولتی از اقلیتهای ساکن در دیگر کشورها نیز از دیگر عوامل تنشزا در آسیای مرکزی به شمار میرود. این مسئله به عنوان یک تهدید امنیتی میتواند موجب بروز تنش و درگیریهای میان کشوری شود. از یک سو به هنگام بروز درگیریهای قومی معمولاً کشور ثالث متهم به دست داشتن در حمایت از این گروهها میشود و از سوی دیگر به طور طبیعی این کشورها خود را ملزم به حمایت از این اقلیتها میدانند. به عنوان مثال دولت ازبکستان مایل است تا از اقلیت ازبک ساکن تاجیکستان حمایت کند و از طرف دیگر این دولت نگران است تا تاجیکهای ساکن ازبکستان متأثر از رشد اسلام خواهی و گسترش آن در ازبکستان باشند. تهدید دیگر که در تمامی کشورهای آسیای مرکزی وجود دارد حضور اقلیت روستبار ساکن در این کشورهاست که بعنوان يكي از اهرمهای فشار روسیه نیز به حساب میآیند. هم اکنون در حدود 30 درصد از جمعیت قزاقستان بیش از 5/4 میلیون نفر؛ 5/12 درصد از جمعیت قرقیزستان بیش از 650 هزار نفر؛ 5/5 درصد از جمعیت ازبکستان بیش از 5/1 میلیون نفر؛ 4 درصد از جمعیت ترکمنستان بیش از 200 هزار نفر و در حدود 1/1 درصد از جمعیت تاجیکستان بیش از80 هزار نفر از جمعیت این کشورها را ساكنين روس تشکیل میدهند.
این اقلیت میتواند از سوی روسیه به عنوان یک اهرم
فشارعلیه حکومتهای منطقه استفاده شود بويژه از زمانی که دولت مسکو
حمایت از روس تبارهای کشورهای تازه استقلال يافته را وظیفه خود میداند و
برای آنها تابعیت مضاعف روسی نیز در نظر گرفته است. افزون بر این روسیه بر
اساس قانونی به ارتش اجازه داده تا در هر زمان که موقعیت اقلیتها در این
کشورها به خطر افتد، میتواند برای مداخله در هر یک از کشورهای استقلال
یافته در جهت حفظ جان اقلیتهای روستبار در این کشورها اقدام نماید که
این به معنی وجود تهدید دائمی علیه امنیتی ملی هر یک از کشورهای منطقه
میباشد.
نتیجه گیری
حضور اقلیتهای نژادی و گروههای قومی در تمامی کشورهای آسیای مرکزی از جمله مهترین عوامل تهدید کننده امنیت ملی این کشورها به شمار میرود. از ابتدای استقلال این کشورها درگیری و تنش میان این گروهها وجود داشته و جنگ داخلی تاجیکستان و نمونه اخیر آن درگیری میان ازبک تبارهای ساکن قرقیزستان و ساکنان اصلی این کشور به خوبی نمایانگر سطح این تهدیدات است و به نظر میرسد داستان درگیریها و تنشهای قومی در سرتاسر منطقه آسیای مرکزی به عنوان معضلی لاینحل همچنان ادامه خواهد یافت. به همین دلیل وجود گروههای قومی و نژادی ساکن در کشورهای منطقه به عنوان یک تهدید در حوزه امنیت اجتماعی قابلیت انتقال به دیگر بخشهای سیاسی، نظامی و اقتصادی را داراست که توجه ویژه و سیاستی نوین از سوی دولتهای آسیای مرکزی را طلب مینماید.
منابع
1. بوزان، باری و دیگران. چارچوبی ازه برای تحلیل امنیت. ترجمه علیرضا طیب. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1386، ص 184.
2 . شیخ عطار؛ علیرضا. ریشههای رفتار سیاسی در آسیای مرکزی و قفقاز. تهران: وزارت امور خارجه، موسسه چاپ و انتشارات، 1371، صص 46-45.
3 . قوام، سید عبدالعلی. اصول سیاست خارجی و سیاست بینالملل. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، 1381،صص 82-80.
4. بهشتی پور، حسن. «ریشهیابی درگیریهای قومی در قرقیزستان». از:
Http://iras.ir/fa/pages/?cid=10574(02/04/1389)
5 . اولکات، اولکات، مارتا بریل. در مواجهه با استقلال: برداشتی سیاسی. فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز. شماره44، زمستان1382. صص115-114.مارتا بریل اولکات. پیشین، صص 115-114.
6. آلیسون، روی و جانسون، لنا. امنیت در آسیای مرکزی: چارچوب نوین بینالمللی. ترجمه محمدرضا دبیری. تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، 1382،ص 42. روی آلیسون و لنا جانسون، پیشین، ص 42.
7. Http://www.freedomhouse.org/countryreport.htm.(05/02/2009)
8 . بهشتیپور، حسن. «ریشهیابی درگیریهای قومی در قرقیزستان». از:Http://iras.ir/fa/pages/?cid=10574(02/04/1389)
9 . بررسی استراتژیک. «آسیای مرکزی در آستانه درگیریهای قومی و نژادی». از:Http://strategicreview.org/?p=16692(19/02/1389)
10 . واعظی، محمود. ژئوپلیتیک بحران در آسیای مرکزی و قفقاز (بنیانها و بازیگران). تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1387، ص 250.
11. یزدانی، عنایتاله و همتی گلسفیدی، حجتاله. «همکاریها و اتحادها در آسیای مرکزی نگاه حکومتهای منطقه». فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 61، بهار 1387، ص 43.
2 . همان.
13. یزدانی، عنایت اله و همتی گلسفیدی، حجتاله. «حضور ناتو در کشورهای جانشین شوروی: ریشهها و عوامل». ارائه به پانزدهمین همایش بینالمللی آسیای مرکزی و قفقاز (تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، آبان 1386).
نویسنده: حجت اله همتی گل سفیدی
منبع: موسسه مطالعان ایران و اوراسیا
منبع: موسسه مطالعان ایران و اوراسیا
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21:47 توسط حجت اله همتی گل سفیدی
|