X
تبلیغات
روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای - مطالعات امنیتی مکتب کپنهاک
International Relations and Regional Studies

مفهوم امنیت نیز چونان سایر مفاهیم علوم اجتماعی، مفهومی پیچیده، مبهم برای تعریف می­باشد. در حوزه علوم سیاسی این پیچیدگی به نزدیکی، اختلاط و گاهی همپوشانی بسیاری از مفاهیم موجود در آن مربوط می­گردد. از سوی دیگر وجود اختلافات فی مابین رهیافتهای مختلف علوم سیاسی و روابط بین­الملل بر برداشتها و تعاریف مختلف و بعضاً متفاوت این رهیافتها از مفاهیمی چون امنیت تاثیر گذار می­باشد. بدین ترتیب مفهوم امنیت در هر یک از رویکردهای روابط بین­الملل دچار تغییر در تعریف و یا حتی ماهیت می­گردد. به عنوان مثال در حالیکه مطالعات سنتی رئالیستها امنیت را در نبود "تهدیدات نظامی" تعریف می­کند، لیبرالها امنیت را در وجود "صلح" جستجو می نمایند.

همچنین علاوه بر خود موضوع امنیت، "مرجع امنیت" نیز  از جمله موارد اختلاف در رهیافتهای مختلف روابط بین­الملل می­باشد. "ابعاد امنیت" و "مرکز ثقل" امنیت نیز از دیگر موارد افتراق میان این رهیافتها می باشد. بدین ترتیب در مورد امنیت و تعاریف مربوط به آن عموماً اختلاف نظر وجود دارد. اما به نظر می رسد بر سر اینکه امنیت به معنی رهایی از تهدیدات در قبال ارزشهای بنیادین( هم برای فرد و هم برای گروه ها) است نوعی اتفاق نظر وجود دارد با اینحال درباره اینکه توجه و تمرکز اصلی باید در سطح «فرد»، «ملی» و یا «بین المللی» باشد اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد وجود دارد.(1)

دیدگاههای سنتی در باره امنیت

نکته کلیدی در اندیشه واقع­گرایان ناامنی می باشد و نه امنیت زیرا ناامنی همواره تهدید کننده واحدهای سیاسی است و امنیت چیزی یا هدفی است که دولتها در پی آنند. در واقع از نظر واقع­گرایان عوامل متعددی باعث بروز نا امنی می­گردد. موضوع "قدرت" که در اندیشه واقع­گرایان نقش محوری دارد از جمله عوامل بروز ناامنی می­باشد. به همین دلیل کشمکش و رقابت بر سر قدرت و ناامنی فراگیر در سیاست بین­الملل در نتیجه کنشهای بازیگران برای بدست آوردن قدرت در جهت تقویت و افزایش خود مختاری خود و پس زدن تهدیدات مطرح برای آن است.(2) در واقع امنیت در نزد واقع گرایان به معنی نبود تهدید امنیتی فیزیکی و آن هم از نوع نظامی آن می باشد.

اما لیبرالها بر خلاف رئالیستها مطالعات امنیتی خود را بر پایه صلح استوار می­کنند و مطرح می نمایند که بر خلاف آنچه رئالیستها اعتقاد دارند، پیروزی نمی­تواند تضمین کننده امنیت باشد زیرا شکست خوردگان در صدد چالش مجدد با فاتحان می­باشند. لیبرالها همچنین با استفاده از مفهوم عقاید، بر این باورند که با تغییر در عقاید هر بازیگر، مفهوم امنیت نیز همواره در معرض تغییر خواهد بود.(3)

 

مکتب مطالعات امنیتی کپنهاک؛ تلاش برای بازنگری در مفهوم امنیت:

برای مدتها با شکل­گیری رشته روابط بین­الملل و با تسلط رویکردهای سنتی این رشته به خصوص رویکرد رئالیسم بر آن، تجزیه و تحلیل مباحث امنیتی نیز تنها در چهارچوب این رویکردها قابل بحث و بررسی بود. اما با پایان یافتن جنگ جهانی دوم و تحولات جدید در عرصه نظام بین­الملل به خصوص پیشرفتهای اقتصادی، رشد جمعیت، نیاز بیشتر به انرژی و منابع جدید آن، شیوع بیماریهای جدید مانند ایدز و تغییرات زیست محیطی، مشخص گردید که دیگر نگاه سنتی به مقوله امنیت کارساز نمی­باشد و لزوم ارائه تعریفی جدید از مباحث و تهدیدات امنیتی ضروری گردیده است. انتقاد از دستور کار سنتی رئالیستها در خصوص مقوله امنیت که آنرا صرفاً امنیت نظامی محور تصور می­نمودند با فروپاشی نظام دو قطبی و اتحاد شوروی سابق در اثر رقابت تسلیحاتی و عدم توجه به اقتصاد از ناحیه این ابر قدرت ناتوانی دیدگاه  امنیتی رئالیستها در توضیح این مسئله را اثبات نمود. بنابراین تحولات یاد شده در نظام بین­الملل ضرورت بازتعریف جدید در مقوله امنیت و ابعاد آن و همچنین نیاز به دستور کار جدیدی برای تجزیه و تحلیل امور امنیتی را بیش از پیش ضروری نمود. هنری کیسینجر با درک این مسئله در سال 1975 اظهار داشت :«پیش رفتن در جهت اقدام کردن در مورد دستور کار سنتی دیگر کافی نیست. موضوعات جدید و بی­سابقه­ای پدیدار شده اند. مسایل مربوط به انرژی، منابع، محیط زیست، جمعیت و استفاده از فضا و دریا اکنون همطراز مسایل مربوط به امنیت نظامی، ایدئولوژی و رقابت سرزمینی شده­اند که بطور سنتی به دستور کار دیپلماتیک شکل می­دادند»(4)

باری بوزان بنیانگذار مکتب مطالعات امنیتی کپنهاک با انتقاد از آنچه آنرا برداشت ساده انگارانه از مفهوم امنیتی می­نامد، اظهار می­دارد که بر خلاف اعتقاد رئالیستها به کسب امنیت از طریق کسب قدرت و یا اعتقاد آرمانگرایان به تاٴمین امنیت از طریق صلح، اکنون نیاز به ارائه یک دیدگاه میانه که هر دو مفهوم قدرت و صلح را در خود جای دهد به عنوان بهترین تعریف برای مفهوم امنیت ضروری می­باشد.(5) وی ابعاد امنیت را در پنج بعد نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیست محیطی گسترش می­دهد. مکتب کپنهاک را می­توان واکنشی نسبت به دیدگاه رئالیستها و لیبرالیستها نسبت به امنیت دانست. در حالیکه رئالیستها در بحث امنیت محوریت را به قدرت نظامی می­دادند، لیبرالها با خوش خیالی تاٴمین امنیت را در دستیابی به صلح می­دانستند. در واقع چهارچوب تنگ و محدود دامنه امنیت در دیگاه آنان در مکتب کپنهاک اصلاح گردیده است.

بوزان بر خلاف دیدگاه رویکردهای پیشین در مورد امنیت که آن را امری عینی و واقعی تصور می­کردند، بیان می­دارد که "امنیت مسئله ای است بین ذهنی" که مبتنی بر تصمیم بازیگران خواهد بود. بدین ترتیب ممکن است برداشت و ادراکات امنیتی مختلف و متفاوتی از سوی بازیگران مختلف حتی در مورد موضوعی خاص، روی دهد. از سوی دیگر برداشت و ارزیابی دیگران در مورد امنیتی ساختن یک موضوع توسط یک بازیگر اهمیت می­یابد زیرا این برداشت و ارزیابی آنها در نهایت بر نحوه تصمیم گیری و پاسخهای آنها تاثیر گذار خواهد بود.(6)

بر همین اساس در حالیکه یک موضوع در نزد بازیگری می­تواند به عنوان تهدیدی امنیتی قلمداد شود، همان مسئله نزد بازیگر دیگر مسئله­ای عادی تلقی می­شود. این مسئله «تنگنای امنیت» یا «دوراهی امنیت» نامیده می­شود به عنوان مثال در حالیکه کشوری افزایش قدرت نظامی خود را برای مقاصد دفاعی مد نظر قرار می­دهد، این مسئله از سوی قدرت همسایه یا رقیب به عنوان تهدید علیه امنیت ملی خود تلقی میشود.

بوزان با انتقاد از نگاه حداقلی به مسئله امنیت در دیدگاه سنتی در مورد مطالعات مربوط به قدرت و نظامی محوری، امنیت را در ابعاد پنج گانه نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی گسترش داده است. دلایل وی برای نیاز به گسترش مفهوم امنیت به شرح ذیل است:

  1. افزایش سطح روابط میان کنشگران نظام بین­الملل باعث تغییر و دگرگونی چهره تهدیدات گردیده و انواع دیگری از تهدیدات به جز تهدیدات نظامی ظهور یافته­اند.
  2. ویژگیهای سیاسی امنیت نیز از این دلایل می­باشد. به عنوان نمونه مفهوم امنیت موسع، باعث جلوگیری از اختلافات میان رئالیستها و آرمانگراها می­شود زیرا از یک سو باعث مهیا شدن فضای صلح  برای بازیگران طالب صلح می­شود اما در عین حال به آنهایی که به دنبال سلطه بر دیگران می­باشند مجال چندانی نخواهد داد.
  3. سومین دلیل به ویژگی چند بعدی بودن امنیت از لحاظ فکری بر می­گردد. در این چهارچوب مفهوم امنیت به عنوان پیوند دهنده میان تئوری و تحلیل اقدام می­کند و تئوری روابط بین­الملل، اقتصاد سیاسی بین الملل، مطالعات منطقه­ای، مطالعات استراتژیک و سایر حوزه های سیاست بین­الملل را به هم پیوند می­دهد.(7)

با اینحال برخی مانند واقع گرایان بوزان را متهم میکنند که با گستراندن ابعاد امنیت این خطر وجود خواهد داشت که دولتها در شرایط اظطراری موضوعات و اهداف امنیتی خود را به طور گسترده تعریف نمایند و از آن بهره برداری نمایند. در پاسخ بوزان بیان می­دارد که بهترین راه برای جلوگیری از گسترش مفهوم امنیت آن است که مسایل را از دستور کار امنیتی خارج سازیم. در واقع راه حل وی برای تمایز میان موضوعات امنیتی و غیر امنیتی این است که برای این که موضوعی امنیتی قلمداد شود، دو معیار باید وجود داشته باشد: نخست اینکه مسئله مورد نظر باید به گونه­ای عمل کند که حیات شهروندان جامعه را به خطر بیندازد و دوم اینکه مسئله خارج از قوانین موجود باشد بدین معنی که نتوان با استفاده از موازین قانونی آنرا کنترل یا مهار نمود(8)

بوزان همچنین اظهار می­دارد که طرح مکتب کپنهاک برای سیاستمداران در مواجهه با تهدیدات آن است که به جای بحث در مورد تهدیدات امنیتی به شناسایی فرآیندی توجه نمایند که در نتیجه آن تهدید امنیتی شکل­می­گیرد. بدین ترتیب که امنیت پدیده­ای است که در بستر یک فرایند شکل­ می­گیرد بدین صورت پیشنهاد بوزان برای سایستمداران این است که به جای اینکه بیشترین تلاش و تمرکز خود را برای مقابله با آن صرف کنند، بهتر است که به شناسایی فرآیندی بپردازند که باعث به وجود آمدن تهدیدات امنیتی گردیده است. در باور بوزان از این طریق می­توان مانع از بوجود آمدن زمینه­های شکل­گیری تهدیدات امنیتی گردید.(9)

 

اما مفاهیم و مسایل اصلی مطرح شده در مکتب کپنهاک عبارتند از:

1.     امنیت به عنوان مفهومی بین ذهنی: بازیگران مختلف در مورد یک مسئله خاص ممکن است واکنشهای متفاوتی در مورد امنیتی بودن آن داشته باشند. بدین ترتیب که موضوعی می تواند از نظر بازیگری امنیتی به حساب آید اما در عین حال در نظر بازیگر دیگر می تواند امری عادی تلقی شود.

2.     دولت به عنوان مرجع امنیت: از آنجاییکه بوزان یک نو واقع گرای می باشد محور و مرجع امنیتی رادولت می داند.

3.     امنیت موسع در برابر امنیت مضیق: بوزان نگاه تک بعدی و مضیق نظریات سنتی راجع به امنیت را به پنج بعد امنیت نظامی، سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی توسعه میدهد.

4.     غیر امنیتی کردن موضوعات: از جمله مفایه کلیدی در مکتب کپنهاک می باشد که همانطور که اشاره گردید منظور آن است که تلاش شود تا از امنیتی کردن بیش از حد موضعات و گنجاندن آنها در دستور کار امنیتی پرهیز شود.

5.     امنیت ملی به عنوان مرکز ثقل امنیت: مکتب کپنهاک امنیت را در سطوح امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی، امنیتی منطقه ای  و امنیت بین المللی تقسیم می نماید. اما اعلام می دارد که مرکز ثقل مطالعات امنیتی از دید این مکتب مطالعه امنیت ملی می باشد.

6.     وابستگی متقابل امنیتی: با وجود آنارشی در نظام بین الملل دولتها دریافته اند که امنیت ملی همه کشورها در ارتباط با تامین امنیت دیگران خواهد بود بنابراین سعی دارند که امنیتی سیار بازیگران را به رسمیت بشناسند.

7.     معمای امنیت: الف) معمای دفاع-امنیت: امنیت و دفاع در بسیاری از مواقع علیه هم عمل میکنند. اول هزینه های دفاع باعث کاهش توجه به سایر اهداف امنیت میشود. مثل هزینه رقابت تسلیحاتی شوروی که باعث کاهش توان اقتصادی آن شد. دوم وجود خود تخریبی است بدین معنا که افزایش توان تسلیحاتی و نظامی در عین حال که می تواند تامین کننده امنیت باشد خطر انفجارات ناشی از آن می تواند تهدید کننده آن نیز باشد. سوم مسئله بازدارندگی اتمی که نمونه بارز معمای دفاع- امنیت می باشد. بدینگونه از آنجاییکه قدرت سلاحهای تهاجمی بیش از سلاحههای تدافعی است تناقض جدی میان دفاع و امنیت بر اثر بازدارندگی اتمی ایجاد می شود. چهارم  مسلح شدنبیش از حد می تواند به تهدید علیه رژیم بدل گردد یعنی افزایش قدرت نظامی ازیکسو می تواند امنیت رژیم را بالا ببرد اما از سوی دیگر می تواند منجر به خطر افتادن و تهدید امنیتی علیه آن گردد. ب) معمای قدرت- امنیت: "کشمکش قدرت" و "کشمکش امنیت" در سطح واحد می تواند منجر به ایجاد معمای قدرت- امنیت گردد. کشمکش قدرت به فرصت طلب و یا ستیزه جو بودن بازیگران دلالت دارد. و کشمکش امنیت به بدبینی و عدم اعتماد میان بازیگران نسبت به هم دلالت دارد. به عقیده بوزان قدرت مبتنی بر بازی با حاصل جمع صفر میان بازیگران است یعنی افزایش امنیت یکی منوط به کاهش امنیت دیگری می باشد. انگیزه و اهداف بازیگران نیز باعث ایجاد معمای قدرت- امنیت می باشد یعنی حفظ وضع موجود یا تغییر وضع موجود باعث ایجاد کشمکش میان بازیگران خواهد شد.(10)

منابع:

 

  1.    بیلیس، جان و اسمیت، استیو. جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین. ترجمه ابوالقاسم راه چمنی و دیگران.تهران:موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصرتهران ،1383، جلد اول، ص570 .
  2.     تریف، تری. مطالعات امنیتی نوین. ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،1383، صص 92-83.
  3.      عبداله خانی، علی. نظریه های امنیت.تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر،1383 ، ص 104 .
  4.        لینکلیتر، اندرو. جامعه و همکاری در روابط بین الملل. ترجمه بهرام مستقیمی. تهران: وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1385، ص211 .
  5.       بوزان، باری. مردم، دولتها و هراس. ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،1378، صص16-15.
  6.       عبداله خانی، علی. پیشین، صص 137- 136 .
  7.        عبداله خانی، علی پیشین، صص143- 142 .
  8.       بوزان، باری. بوزان، باری. آشنایی با مکتب کپنهاک در حوزه مطالعات امنیتی.(گفتگوی علمی با پژوهشکده مطالعات راهبردی). فصلنامه مطالعات راهبردی. سال سوم، شماره سوم، پاییز 1379، ص 12 .
  9.     بوزان، باری. پیشین، صص15- 14 .
  10.     عبداله خانی، پیشین، صص160- 136.

 

نوشته شده توسط حجت اله همتی گل سفیدی در ساعت 11:27 | لینک  |